شاید

هیچکس‏ ‏ساده‏ ‏تر‏ ‏از‏ ‏من‏ ‏به‏ ‏تو‏ ‏لبخند‏ ‏نزد‏ ‏من‏ ‏از‏ ‏این‏ ‏مردم‏ ‏نقاش‏ ‏بدم‏ ‏می‏ ‏آید.

دست هایم به آرزوهایم نمی رسند 

آرزوهایم بسیار دورند 

ولی درخت سبز صبرم می گوید 

امیدی هست ، خدایی هست 

این بار برای رسیدن به آرزوهایم 

یک صندلی زیر پایم می گذارم 

شاید این بار 

دستم به آرزوهایم برسد

/ 4 نظر / 7 بازدید
پرنیان

وبلاگتون رو دوست داشتم وقت کردین به وبلاگ من هم سری بزنین http://del-neveshtehha.persianblog.ir/

انسان

[قلب] اگه با صندلی دستت نرسید بهم بگو . میتونم نردبون خودمو بهت قرض بدم . [بغل]

fateme

عـــــــــــالی عــــــــــالی [دست][دست][دست][دست][گل][گل][گل]

يك تهران نشين

ميدوني يبار به يكي كه برام خيلي مهم بود گفتم كاش همه چيز به زيبايي و سادگي نوشته ها بود